رمانسرو فلامنکوی نوین؛ گیتار اسپانیایی و نغمههای عاشقانه از اریک هانسن
- 1Killing Me Softly With His Song
Eric Hansen
- 2Killing Me Softly With His Song
Eric Hansen
- 3Careless Whisper
Eric Hansen
- 4Careless Whisper
Eric Hansen
- 5Viento de verano
Eric Hansen
- 6Viento de verano
Eric Hansen
- 7The Look of Love
Eric Hansen
- 8The Look of Love
Eric Hansen
- 9And I Love Her
Eric Hansen
- 10And I Love Her
Eric Hansen
- 11Rosalinda's Eyes
Eric Hansen
- 12Rosalinda's Eyes
Eric Hansen
- 13God Only Knows
Eric Hansen
- 14God Only Knows
Eric Hansen
- 15Breaking Free
Eric Hansen
- 16Breaking Free
Eric Hansen
- 17Fields Of Gold
Eric Hansen
- 18Fields Of Gold
Eric Hansen
- 19Have You Ever Really Loved A Woman
Eric Hansen
- 20Have You Ever Really Loved A Woman
Eric Hansen
- 21If You Leave Me Now
Eric Hansen
- 22If You Leave Me Now
Eric Hansen
- 23Sailing
Eric Hansen
- 24Sailing
Eric Hansen
درباره این آلبوم
«Nuevo Flamenco Romancero» (رمانسرو فلامنکوی نوین) اثری از Eric Hansen (اریک هانسن) در سبک فلامنکوی نوین است که محوریت آن را گیتار آکوستیک و تکنیکهای گیتار اسپانیایی تشکیل میدهند. این آلبوم در ۲۶ مارس ۲۰۰۲ منتشر شد و مجموعهای دوازدهقطعهای با مدتزمانی حدود ۵۱ دقیقه است که در آن هانسن شماری از ترانههای عاشقانه و شناختهشده موسیقی پاپ را با بیان فلامنکو بازآفرینی کرده است؛ از جمله «آرامآرام مرا میکشد»، «نجوای بیپروا»، «نگاه عشق»، «و من او را دوست دارم»، «خدا فقط میداند»، «میدانهای طلا» و «اگر ترکم کنی». حضور فلوت، گیتار باس و سازهای کوبهای در کنار گیتار، به تنظیمها رنگی گرم و لاتین میدهد و باعث میشود این مجموعه در مرز میان موسیقی فلامنکو، نیو ایج و موسیقی پاپ بیکلام قرار بگیرد.
رمانسرو از نخستین آثار انفرادی هانسن بود و در ادامه مسیر موسیقایی او قرار گرفت؛ مسیری که از علاقهاش به گیتار کلاسیک، موسیقی اسپانیایی و فلامنکو شکل گرفت و بعدها با تأثیرپذیری از چهرههایی چون پاکو دِ لوسیا و ویسنته آمیگو به هویت شخصیتری رسید. «رمانسرو فلامنکوی نوین» همراه با نخستین آلبوم او، «بدون کلام»، هفتههای متعددی در جدول ۲۵ اثر برتر موسیقی نیو ایج بیلبورد حضور داشت. حتی طراحی کاور نیز با قرار دادن گیتارها در مرکز تصویر و استفاده از نور طلایی و گرم، بهخوبی با ماهیت رمانتیک و سازمحور اثر هماهنگ است؛ گویی خود ساز، مسیر ورود شنونده به دنیای این مجموعه است.











